اندکی بعد از دوسال دوباره به این خانه بازگشتم. چرا خانه؟ خانه محل آرامش است. حتی نیم فاصله را در این دوسال یادگرفته ام اما آرامشی به من نمی دهد پس همچنان بدون نیم فاصله ادامه می دهم.این بار اتفاقاتی در این دوسال رخ داد که بسیاری از افراد آن را به «بعد از آن و قبل از آن» تشبیه می کنند حال آنکه چنین چیزی میتواند همواره در زندگی ما وجود داشته باشد و خود ما هم متوجه نشویم. در این زمان که بیش از 16 سال از وبلاگ نویسی من می گذرد، غم ها، شادی ها، خوش گذرانی ها، خشم ها و احساسات مشابه به گونه ای تغییر کرده اند که گویی تلی از خاکستر را روی زمین ریخته باشیم و آنگاه بخواهیم یک قطره آب را از این تل خاکستر گذرانده و به زمین تشنه نفس خودمان برسانیم.این آب هیچ کارکردی نخواهدداشت جز آنکه آن تل خاکستر را بیدارکند تا مانع رسیدن این قطره آب به آن تن و روان تشنه ما شود.بگذریم...در پست قبلی گفتم روزی می رسد که تب و تاب جنگ روسیه و اوکراین را فراموش کنیم و خب بله! این اتفاق افتاد و این جنگ را از ذهن مردم به بازی های بزرگان و دولتمردان سپردیم و مردم را با چیزهای دیگری مثل درگیری اسرائیل و نیروهای نظامی مستقر در غزه و جنوب لبنان سرگرم می کنیم. دیگر خبری از آن فیلم هایی که به جنگ های جدید می پرداخت نیست و مثلا اوپنهایمر را می سازیم که راجع به چیزهای قدیمی تر باشد. هیچگاه معتقد نبوده و نیستم که جوایز اسکار به دلایل سیاسی داده می شود اما جایزه اسکار مثل بسیاری از جوایز تخصصی دنیا باعث جلب توجه نسبت به آن اثر می شود.دیگر وقتی به سینما می روم خیلی دکوپاژ و میزان نور و صدای فیلم نظرم را جلب نمی کند. می روم تا از آن خستگی روزمرگی قدری دور بشوم. گرچه هیچگاه از حدس زدن ادامه داستان خسته نمی شوم و همواره هم
برچسب:
نویسنده: هلیا سامانی
تاريخ: سه
شنبه
21 فروردين
1403 ساعت: 20:10